۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

توهم یک حباب


هر حبابی
- اگه خودش رو مهربون حس کنه، چه از صمیم قلب، چه از صمیم مغز -
دوست داره
- حتی برای یک بار هم که شده -
توسط یه موجود ساده‌دل
- حتی برای یک پالس / یک اوج -
پرواز کنه…
بعد وقتی داره می‌ره بالا
به هیچ‌چی فکر نکنه
و وقتی داره می‌آد پایین،
توهم بزنه که باز می‌ره بالا،
و اون موجود پایینی
داره مهربونی‌ـش رو باور می‌کنه…
تا این‌که …
و بالطبع …

اما اگه حباب رو هوا بترکه،
اون وقت یه هپی‌اِند واقعی اتفاق می‌افته
و همه‌ی توهمات
- در اوج / در اوج -
موندگار می‌شن.
حتی شاید، یه اسطوره‌ی یه‌نفره هم شکل بگیره.
یه اسطوره که باعث بشه
دیگه هیچ خزنده‌ای نخزه،
یا هیچ حبابی
فکر هبوط به سرش نزنه…
(bloghorm)



0 Comments:

ارسال یک نظر