ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

‫شیراز در ‫نگاه شاعران


فردوسی 
‫سرهفته را کرد آهنگ ری 
همه ره به آرامش و رود ومی 
دو هفته در این شهر بخشید مرد 
سوم هفته آهنگ «شیراز» کرد 
هیونان فرستاد چندی زِ ری 
سوی پارس نزدیک کاووس کی
□ □ □ □ □ □ □ □ □ ‫
سعدی
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایام با هر کسی
تمتع به هر گوشه­ای یافتم
زهر خرمنی خوشه­ای یافتم
چو پاکان شیراز خاکی نهاد
ندیدم که رحمت برین خاک باد
     
* * *
خاک شیراز همیشه گل خوشبوی دهد
لاجرم بلبل خوشگوی دگر باز آمد
میلش از شام به شیراز به خسرو مانست
که به اندیشه شیرین ز شکر باز آمد
* * *
خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش
* * *
باد صبح و خاک شیراز آتشی است
هر کرا در وی گرفت آرام نیست 
  □ □ □ □ □ □ □ □ □
حافظ
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
* * *
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
* * *
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزل­های حافظ از شیراز
* * *
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگهدار از زوالش
* * *
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
* * *
اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به
* * *
به شعر حافظ شیراز می­رقصند و می­نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی 
   □ □ □ □ □ □ □ □ □
 گوته
‫این چه نقش رنگارنگی است
که در نظرم آسمان را به تارک ماهورها پیوند می­زند؟
گویی مِه بامدادی
در برابر چشمان تیزبینم پرده­ای کشیده است.
* * *
آیا این تپه ماهورها، خیمه­هایی هستند
که وزیر برای زنان محبوب حرمسرایش زده است؟
آیا این فرش­های رنگ رنگی هستند،
که [به فرمان او] در بزمگاه سوگلی­اش گسترده­اند؟
* * *
سرخ و سپید، در هم آمیخته، پر از نقش و نگار
بعید می­دانم تماشاگهی زیباتر از این به چشم توان دید
حافظا
شیراز تو، چه سان
بر این ناحیه­های مه­آلود شمال کوچ کرده است؟ 
   □ □ □ □ □ □ □ □ □
 ‫باباطاهر
سپاهونم، سپاهونم چه جایی

که هر یاری گرفتم بی وفا بی

شوم واشم روم تا سوی شیراز

که هر یاری گرفتم بی وفا بی




  

0 Comments:

ارسال یک نظر